به نام دوست
- ما، گروهی از وبلاگ نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت آمیز و سرکوب گرانهی حکومت ایران در مواجهه با راهپیماییها و گردهمآییهای مسالمتآمیز و بهحق مردم ایران را به شدت محکوم میکنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی میخواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان میدارد «تشكيل اجتماعات و راه پيمايیها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است» رعایت کنند.
- ما قانون شکنیهای پیشآمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غمانگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام میدانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه دادهاند، تخلفهای عمده و بیسابقهی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاریی مجدد انتخابات هستیم.
- حرکتهایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامهنگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آنها، قطع شبکهی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمیتواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کمتر شود.
بخشی از جامعهی بزرگ وبلاگنویسان ایرانی
Statement by a group of Iranian bloggers:
about the Presidential elections and the subsequent events
1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam."
2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.
3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.
26 June 2009
A part of the large community of Iranian bloggers
به نام دوست
سلام...
بماند که چرا نمیتوانستم پستی بنویسم! فقط بدانید که سرم شلوغ هست و امروز مجبور شدم بنویسم؛ چون طب مناظره محمود احمدینژاد و میر حسین موسوی داغ است. حالا هم کوتاه مینویسم تا از یاد نرود.
بعد از اتمام مناظره رفتم مستراع :) و بعد امدم جلو درب منزل، از در اومد بیرون دیدم هم دارن بحث میکنند! رفتم جلو و به شوخی بلند فریاد زدم: مرگ بر دیکتاتور ! این جمله رو تکرار میکردم که یک فقره زانتیا زد رو ترمز، یکی پیاده شد و گفت چی میگفتی؟ لبخند زدم و آرام گفتم: میگفتم مرگ بر دیکتاتور ! دستم را گرفت و چرخاند به پشد و چسباند به ماشین و میخواست سوار ماشین کند که با وساطت اطرافیان بیخیال شد و با خشم گفت دفعه آخرت باشد! من هم لبخند زدم :( بعد رفت از سوپری سر خیابان خرید کرد و امد پیش من و گفت فقط میخواستم کمی حساب کار دستت بیایید :( باز هم من یک لبخند معنی دار زدم و ان هم خندید و رفت سوار ماشین شد.
هنوز ماجرا تمام نشده ! میخواستم نفس راحتی بکشم که یک ریش قشنگ، شیشه عقب ماشین را داد پایین و با لبخند گفت نکنه طرفدار چیزی که عکس چیزش را در چیز پخش کردنند و چیزش لو رفت! میخواستم بگوییم ...! که دستهای موتور سوار و ماشین سوار که کلههاشان مثل هندوانه از گوشه کنار ماشین زده بود بیرون با بانگ الله اکبر ... از خیابان رد شدند و وقتی سرم را چرخاندم دیدم زانیتا با تمام سرنشینان غیب شدهاند !
تهنوشت ۱: خودشان هم قبول دارند که دیکتاتور هستند.
تهنوشت ۲: از هیچی به اندازه توهین ان ریش قشنگ ناراحت نشدم که چیز چیز میکرد.
تهنوشت ۳: بنده طرفدار هیچ حذبی نیستم.
شب خوش / یا علی
به نام دوست
سلام به همگی عزیزان، امیدوارم تعطیلات خوبی را پشت سر گذاشته باشید و در حال حاضر امده شوید برای دربدر کردن سیزده فروردین امسال، (اسمایلی لبخند). من که فکر نکنم امسال بتوانم جایی بروم و برای همین نشستم این موقع شب پست مینویسم. خلاصه کسایی که میروند برای سیزده بدر گردش، یادی هم از ما بکنند و گرهای هم برای ما بزنند ! نه راستی یادم نبود، گره نزنید که از این کار خوشم نمیآید و ناراحت میشوم؛ حالا زیاد اسرار میکنید اشکالی ندارد یک گره کوچک هم برای من بزنید اسمایلی خوشمزه بازی.
خوب برویم سر اصل مطلب، این قسمت را به رنگ قرمز بخوانید و به صورت برجسته شده، "سه خبر داغ که هیچکجای وب منتشر نشده است" اسمایلی زرنگ. میتوانم بگویم این اخبار برای اولین بار منتشر میشود و منبع ان بسیار معتبر میباشد :) خوب چیکار کنیم اینم عید ما برا شماست.
کلفت و مشکی بخوان، "خبر اول".
مربی تیم ملی ایران بعد از کلی کش و قوس انتخاب شد. بعد از این که اقای کفاشیان ریس محترم فدراسیون فوتبال از سخنان فردوسیپور مجری برنامه نود دلخور شده بود، برای اثبات خود دست به کار عجیبی زد و شبانه با اعضایی فدراسیون فوتبال نشستی الکترونیکی داشت و در یک تصمیم برق اسا لویز فیلپه اسکولاری مربی سر شناس برزیلی را به عنوان مربی تیم ملی ایران برگزید. این خبر تا چند روز اینده تعیید خواهد شد و شما از بازدید کنندگان همیشگی وبلاگ ما خواهید شد.
کلفت و...، "خبر دوم"
مهران مدیری به عنوان برترین طنز پرداز تاریخ سینمای جهان انتخاب شده است و طی مراسمای در کشور امریکا از او قدردانی خواهد شد و به او تندیس اکادمی اسکار اهدا خواد شد و جای پای او در پیاده روی ستارهای هاليوود به ثبت خواهد رسید تا عبرتی باشد برای دیگر طنز پردازان و همینطور او یک سخنرانی برای هنرمندان برتر تاریخ هالیوود انجام خواهد داد. این خبر در چند روز آیند اگر مقامات ایران صلاح بدانند منتشر خواهد شد. واقعاً این باعث افتخار ایرانیها خواهد بود.
کلفت ... "خبر اخر و سوم"
به گوش میرسد که ریس جمهور تازه کار امریکا جناب اقای پرزیدنت اوباما (این را با رنگ کرمی بخوان) در سفر بعدی خود به خاورمیانه به کشور عزیزمان ایران مهدِ شیران سر خواهد زد و با ریسجمهور ایران نشستی چند روز ِ در مورد مسائل اخیر امریکا و ایران خواهند داشت و در یک نشست چند ساعت نیز به محضر رهبر گرانقدر خواهند رفت :) ! یعنی با این اتفاقی که قرار است رخ دهد دیگر امریکا شیطان بزگ نیست و شیطان بعدی را چند روز دیگر معرفی خواهند کرد که به احتمال فراوان از همین وبلاگ منتشر خواهد شد (اگر زنده بودیم). در ضمن این خبر بسیار محرمانه است و اگر به زودی بین دو ریس درگیری رخ ندهد این خبر هم در چند روز اینده به صورت رسمی منتشر خواهد شد.
ته نوشت: اینو با رنگ سبز بخوان و برجسته"چاکر شما سکوتِ دل". امیدوارم سال خوبی داشته باشید و در این سال به اروزهای نرسیده خود برسید، ابیاری ارزوها فراموش نشود، گره زدنِ سبزه فراموش نشود، دربدر کردن سیزده فراموش نشود، جواد بازی در گردش ِ سیزده فراموش نشود، سیگار کشیدن فراموش نشود...
به نام دوست
بهار آمد، درست مثل پارسال و پیارسال ...! این بهار میاد و میره و تنها یک چیزه که تو ذهن من و تو میمونه٬ خاطرهای بهار. اونم عیدیش، اون عیدیی که از پدر بزگ میگیریم و کلی کیف میده و کلی خوشحال میشیم که اره پدربزرگ داره لبخند میزنه و با یه صورت ریشو میخواد صورت تو رو ببوسه، ادم قلقلکش میاد ! ولی حال میده، پدربزرگِ هر چی باشه سالی یک بار میخواد به تو حال بده و تو رو ببوسه اونم با لبخند. تو هم باید از خدات باشه، اون لبخند مهربون رو نگاه کن، دویست تومانی نوع رو نگاه کن باید بگیریش بزاریش لای قرآن. با همهی این حرفها دوست دارم یه بار دیگه از دست اقام(پدربزرگ) عیدی بگیرم و اون هم با اون چهره مهربونش منو ببوسه. ولی افسوس که چند سالی هست که دیگه خبری از عیدیهای پدر بزرگ نیست، دیگه خبری از اون لبخند زیبا نیست، دیگه خبری از جمع شدن ما بعد از سال تحویل تو خونه اقا نیست. اره دیگه خبری از اون دوران بچهگی ما نیست. پدر بزرگ دو سال پیش فوت کرد و دیگه هیچ وقت از اون عیدیها و بوسههای دم عید خبری نیست دیگه از اون صدای نازشم خبری نیست.

یادت بخیر پدر بزرگ ! من همیش دوست داشتم / یا علی
به نام دوست
سال نو همگی شما عزیزان مبارک باد
جمله زیر را با امضاء سعدی بخوان:
آدمی نیست که عاشق نشود فصل بهار هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است.









