تبليغاتX
سکوت دل



سکوت دل

در این تارنگار می‌نویسم تا شاید نوشتن را تمرین کرده باشم

به نام دوست

محرم را به تمام شیعیان و دوست داران امام حسین(ع) تسلیت عرض میکنم.

دريا به طلب از برهوت تو گذشت          یک قافله نعره از سكوت تو گذشت

آنروز اگر چه  تشنه  بودی   اما           صد رشته قنات از قنوت تو گذشت.

سید حسن حسینی

ل  ب  ا  ب

خلق می داند که در بهداری قُرب حسین *** بیشتر دردها را عبّاس درمان می کند

«روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ مردی‌ به‌ نزد حضرت‌ حسين‌ بن‌ علیّ عليهما السّلام‌ آمد و گفت‌: من‌ مردی هستم‌ اهل‌ گناه‌، و توانائی‌ شكيبائی گذشت‌ از معصيت‌ را ندارم‌؛ پس‌ شما مرا موعظه‌ای‌ بنمائيد!

حضرت‌ در پاسخ‌ او فرمودند: پنج‌ كار بجای بياور، و سپس‌ هر گناهيی بخواهی‌ بكن‌!

اوّل‌ آنكه‌: از روزی خدا مخور، و هر گناهی‌ بخواهی‌ بكن‌!

دوّم‌ آنكه‌: از تحت‌ قيّوميّت‌ و ولايت‌ خدا خارج‌ شو، و هر گناهی‌ بخواهی‌ بكن‌!

سوّم‌ آنكه‌: برای‌ گناه‌ جائی را بطلب‌ كه‌ خدا در آن‌ ترا نبيند، و هر گناهي‌ بخواهی بكن‌!

چهارم‌ آنكه‌: چون‌ مَلك‌ الموت‌ براي‌ گرفتن‌ جان‌ تو آيد او را از خود دور گردان‌، و هر گناهی بخواهی بكن‌!

پنجم‌ آنكه‌: چون‌ فرشته‌ پاسدار دوزخ‌ بخواهد ترا در آتش‌ بيفكند تو در آتش‌ داخل‌ مشو، و هر گناهی بخواهی بكن‌!»

(در ادامه مطلب، زیارت عاشورا،ترجمه، فوائد و احادیث مربوطه. و چند خطبه از امام حسین(ع) با متن عربی و ترجمه آن از کتاب مهمی استخراج شده ودر اینجا قرار داده شده.)




نويسنده : سکوت دل ; ساعت 8:0 PM روز پنجشنبه 27 دی1386
دسته بندي : سخن از سخنوران

 
ادامه مطلب
  لينک مطلب  


ارسال به:  Bookmark and Share | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام | Donbaleh | Subscribe to Feed




به نام دوست

سفر به خیر

به کجا چنین شتابان ؟
گون از نسیم پرسید

دل من گرفته زینجا

هوس سفر نداری

ز غبار این بیابان ؟
همه آرزویم اما

چه کنم که بسته پایم

به کجا چنین شتابان ؟
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم

سفرت به خیر !‌ اما تو دوستی خدا را

چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران

برسان سلام ما را

شفیعی کد کنی




نويسنده : سکوت دل ; ساعت 8:11 PM روز جمعه 21 دی1386

    لينک مطلب  


ارسال به:  Bookmark and Share | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام | Donbaleh | Subscribe to Feed




به نام دوست

-«بده ... بدبد... چه امیدی؟ چه ایمانی؟...»

 

-«...کَرَک* جان!خوب می خوانی.

من این آواز پاکت را درین غمگین خراب آباد،

چون بوی بالهای سوخته ت پرواز خواهم داد.

گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باش.

بخوان آواز تلخت را،ولکن دل به غم مسپار.

کَرَک جان !بنده دم باش...»

 

-«... بده...بدبد...ره هر پیک و پیغام و خبر بسته ست.

نه تنها بال و پر،بالِ نظر بسته ست.

قفس تنگ است و در بسته ست...»

 

-«کَرَک جان! راست گفتی،خوب خواندی،نازِ آوازت،

من این آواز تلخت را...»

 

-«بده... بدبد... دروغین بود هم لبخند و هم سوگند.

دروغین است هر سوگند و هر لبخند

و حتی دلنشین اوازِ جفتِ تشنه پیوند...»

 

-«من این غمگین سرودت را

هم اواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد.

به شهر آواز خواهم داد...»

 

-«بده... بد بد... چه پیوندی؟چه پیمانی؟...»

 

-«کَرَک جان! خوب میخوانی

خوشا با خود نشستن،نرم نرمک اشکی افشاندن،

زدن پیمانه ای-دور از گرانان-هر شبی کنج شبستانس.»

{اخوان ثالث}

این شعر را اخوان تقدیم کرده به صادق چوبک

* کَرَک: مرغی است از تیهو کوچکتر که به عربی سلوی و به ترکی بلدرچين گویندش، ورتیج، سمانه، بدبده، بودنه، سلوی، سمانات، سمانی، قتیل الرعد، نام‌های دیگر این حیوان است.که به دام انداختن این حیوان داستانی دارد که برای شما خواهم نوشت.




نويسنده : سکوت دل ; ساعت 3:43 AM روز چهارشنبه 19 دی1386

    لينک مطلب  


ارسال به:  Bookmark and Share | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام | Donbaleh | Subscribe to Feed




به نام دوست

به سراغ من اگر می آیید،

پشت هیچستانم.

پشت هیچستان جایی است.

پشت هیچستان رگ های هوا،پر قاصدهایی است

که خبر می آرند،از گل واشده دورترین بوته خاک.

روی شن ها هم، نقش های سم اسبان سواران ظریفی

است که صبح

به سر تپه معراج شقایق رفتند.

پشت هیچستان ، چتر خواهش باز است:

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،

زنگ باران به صدا می آید.

آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی،سایه نارونی تا ابدیت جاری است.

به سراغ من اگر می آیید،

نرم و آهسته بیایید،مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهای من.

سهراب سپهری




نويسنده : سکوت دل ; ساعت 10:44 PM روز سه شنبه 11 دی1386

    لينک مطلب  


ارسال به:  Bookmark and Share | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام | Donbaleh | Subscribe to Feed




به نام دوست

بر خلق جهان علی (ع) امیر است.

عید غدیر خم بر دوست‌دارن و عاشقان علی(ع) مبارک باد

چند جمله زیبا از آن حضرت که از نهج البلاغه استخراج کردم:

۱- رازت را به کسی نگو.چیزی را که خودت نمیتوانی حفظ کنی چطور انتظار داری دیگران انرا برایت حفظ کنند.

۲- بگذارید و بگذرید، ببینید ولی دل نبندید که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت.

۳- با مردم آنچنان معاشرت کنید که اگر بمیرید بر مرگ شما اشک ریزند و اگر زنده بمانید به شما عشق ورزند.

۴- کسی که کردارش او را به جایی نرساند ، افتخارات خاندانش او را به جایی نخواهد رسانید.

۵- یقین بر چهار پایه استوار است : بینش زیرکانه ، دریافت حکیمانه واقعیت‌ها ، پند گرفتن از حوادث روزگار، و پیمودن راه درست پیشینیان . پس آن کس که هوشمندانه به واقعیت‌ها نگریست ، حکمت را آشکارا بیند، و آن که حکمت را آشکارا دید ، عبرت‌آموزی را شناسد ، و آن که عبرت‌آموزی شناخت گویا چنان است که با گذشتگان می‌زیسته‌است.

۶-کفر بر چهار ستون پایدار است: کنجکاوی دروغین. ستیزه‌جویی و جَدَل، انحراف از حق و دشنی کردن. پس آن کس که دنبال توهم و کنجکاوی دروغین رفت به حق نرسید. و آن کس که به ستیزه‌جویی و نزاع پرداخت از دیدن حق نابینا شد، و آن کس که از راه حق منحرف گردید ، نیکویی را زشت، و زشتی را نیکویی پنداشت و سر مست گمراهی‌ها گشت ، و آن کس که دشنی ورزید پیمودن راه حق بر او دشوار و کارش سخت ، و نجات او از مشکلات دشوار است.

۷- همانا ارزشمند ترین بی‌نیازی عقل است.و بزرگ ترین فقر بی خردی است.و ترسناک ترین تنهایی خود پسندی است.و گرامی ترین حَسَب، اخلاق نیکوست.

یا علی




نويسنده : سکوت دل ; ساعت 2:44 AM روز شنبه 8 دی1386
دسته بندي : سخن از سخنوران

    لينک مطلب  


ارسال به:  Bookmark and Share | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام | Donbaleh | Subscribe to Feed




به نام دوست

در ابتدا میلاد امام هادی (ع)را بر شیعیان جهان تبریک میگویم.

و میلاد عیسی مسیح(ع) را به تمام مسیحیان جهان تبریک میگویم.

زمستان

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت،

                                            [سرها در گریبان است.

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.

نگه جز پیش پا را دید،نتواند،

که ره تاریک و لغزان است.

 

وگر دستِ محبت سوی کس یازی،

به اکراه اورد دست از بغل بیرون؛

که سرما سخت سوزان است.

 

نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون،ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت.

نفس کان است،پس دیگر چه داری چشم

ز چشم ِ دوستان دور یا نزدیک؟

 

مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین!

هوا بس ناجوانمردانه سرد است...ای...

دمت گرم وسرت خوش باد!

سلامم را تو پاسخ گوی،در بگشای!

 

منم من،میهمان هر شبت،لولی و ِش مغموم.

منم من،سنگِ تیپاخوردۀ رنجور.

منم،دشنام پست افرینش،نغمۀ ناجور.

 

نه از رومم،نه از زنگم،همان بیرنگِ بیرنگم.

بیا بگشای در،بگشای،دلتنگم.

حریفا!میزبانا!میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد.

تگرگی نیست،مرگی نیست.

صدایی گر شنیدی،صحبت سرما و دندان است.

 

من امشب امدستم وام بگزارم.

حسابت را کنار جام بگذارم.

چه می گویی که بیگه شد،سحر شد، بامداد امد؟

فریبت می دهد،بر اسمان این سرخی ِبعد از سحرگه نیست.

حریفا!گو ِش سرما برده است این،یادگار سیلی ِسردِ زمستان است.

وقندیل سپهر تنگ میدان،مرده یا زنده.

به تابوتِ ستبر ِظلمت نه توی ِمرگ اندود،پنهان است.

حریفا!رو چراغ باده را بفروز،شب با روز یکسان است.

 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت.

هوا دلگیر،درها بسته،سرها درگریبان، دستها پنهان،

نفسها ابر،دلها خسته و غمگین،

درختان اسکلتهای ِبلور اجین.

زمین دلمرده،سقفِ اسمان کوتاه،

غبار الوده مهر و ماه،

زمستان است.

اخوان ثالث

(ادامه مطلب، بیوگرافی کوتاهی از مهدی اخوان ثالث و شعر زمستان).




نويسنده : سکوت دل ; ساعت 6:32 PM روز سه شنبه 4 دی1386

 
ادامه مطلب
  لينک مطلب  


ارسال به:  Bookmark and Share | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام | Donbaleh | Subscribe to Feed