به نام دوست
سلام...
ابتدا این روزها را به تمام آشنایان تبریک عرض میکنم و امیدوارم خشنود، سرزنده و دلشاد باشید.
» بعد از چندی بیحوصلگی و خستگی از کارهای روزانه، به دیار آذریهای ایران سفر کردم و یا بهتر بگویم به دیار نیاکان خودم به دیار پدرانم، خلاصه چند روزی را در آن منطقه به سر بردم و پس از گذراندن روزهای زیبا برای انجام کارهایم به تهران برگشتم و بعد از چند روز به فکر به روز رسانی وبلاگ افتادم و برای همین شعر زیبای را برای شما انتخاب کردم.

سوتک
پس از مردن چه خواهد شد نمیدانم
نمیخواهم بدانم:
کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم:
که از خاک گلویم سوتکی سازد،
گلویم سوتکی باشد،
بدست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پیدرپی
دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد
و فریاد گلویم:
گوشها را بر ستوه آرد
و خواب خفتگان،
آشفته و آشفتهتر سازد
و گیرد او،
بدین ترتیب تاوان سکوت و انتقام
اختناق مرگبارم را !
شعر از: موسوی اهری
بعد نوشت: این شعر را خیلی از ما متعلق به "دکتر علی شریعتی" میدانیم، ولی این شعر در کتاب "صدای شعر امروز" توسط "موسسه انتشارات تلاش" چاپ ششم ۸۵، به نام "موسوی اهری" امده. این شعر در کتاب دیگری به نام کتاب "هزار و یک حکایت تاریخی" نوشته "محمود حکیمی" نیز با نام موسوی اهری امده است.


