تبليغاتX
سکوت دل



سکوت دل

در این تارنگار می‌نویسم تا شاید نوشتن را تمرین کرده باشم

به نام دوست

سلام

امروز٬ روز عاشورای حسینی را به تمام شیعیان علی (ع) و دوستداران حسین (ع) تسلیت عرض می کنم. و امیدوارم در این روزها آنچه کاره پسندیده بوده را انجام داده باشید.

یک پستی برای سال پیش گذاشته بودم  و به نظر خودم پست کاملی هست و به درد دوستان خواهد خورد. اگر دوست دارید که پست سال گذشته را ببینید به *اینجا* بروید.

ما را از دعای خیر خود بی نسیب نگذارید.

موفق باشید.

 یا علی




نويسنده : سکوت دل ; ساعت 4:21 PM روز چهارشنبه 18 دی1387
دسته بندي : بزرگ داشت

    لينک مطلب  


ارسال به:  Bookmark and Share | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام | Donbaleh | Subscribe to Feed




به نام دوست

سلام به شما که با خواندن وبلاگ٬ من را خرسند و دل گرم می‌کنید. 

پست امروز به چند کلمه ختم می‌شود و یک عکس که گویایی خیلی از حرف‌هاست.

کودک فلسطینی در غزه

فریاد تو بهره چیست ؛ تو باید میان لگدهای قدرتمندان محو شوی. آری فریادت را کسی نخواهد شنید٬ سکوتی تلخ هم ‌جا را فرا گرفته است. حقوق بشر شعاری است برای قدرتمندان٬ تا خود را به نمایش بگذارند. بشر از دست قدرتها به ستوه امده است، دلها همه تاریک شده‌اند و صدای فریاد تو را کسی پاسخی ندارد.

به امید ازادی بشر از دست قدرتمندان و خود خواهان.

موفق باشید.

یا علی




نويسنده : سکوت دل ; ساعت 11:53 PM روز سه شنبه 10 دی1387
دسته بندي : حرفهای خودمانی

    لينک مطلب  


ارسال به:  Bookmark and Share | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام | Donbaleh | Subscribe to Feed




به نام دوست

سلام٬ سلامی به سرخی انار شب یلدا.

می‌خواستم از گذشته برای شما بنویسم ولی دیدم که آنچه در گذشته بود همانجا مانده پس لذومی ندارد که من در مورد آن سخنی به میان بیاورم. گذشته را در گذشنه دفن کرده‌ام و آینده را به باد سپرده‌ام و در حال به خود فکر می‌کنم، چگونه می‌گذرد زمان و چگونه آینده در کمین است.

صدای شاملو با آن موسیقی ضمیمهء استثنایی٬ تمام خانه را فرا گرفته و من تنهایی(خوشی) خود را در میان دود سیگار محو کرده‌ام و به کریستال‌های برف می‌نگرم که چه آرام بدون هیچ دقدقه‌ای بر خاک بوسه می‌زنند و این زمین است که شکست می‌خورد و مغلوب سفیدی این برف می‌شود و اینجاست که برف سادگی خود را به رخ می‌کشد... .

امروز بعد از سال ها ذوق خود را نشان دادم و یک شب یلدای به یا ماندنی را با خانواده به برگهای خاطر سپردم٬ نمی‌خواستم امسال مثل سالهای گذشته یلدا را بدون خاطره فراموش کنم بدون هیچ شیرنی بدون هیچ ... ، نمی‌خواستم تنها باشم٬ به خانواده پناه بردم و جالب بود و خوش گذشت . اول شام را خوردیم و بعد بساط را به راه کردیم و آماده شدیم و چند عکس یادگاری از بساط مان انداختیم  که نمونه ان را پائین می بینید . خیلی شور انگیز بود و لذتی توصیف نشدنی داشت برای من٬ بخصوص انار که من با او شبهایی را به تنهایی با هم بودیم و حال در جمع سخن از زیبایی ان به میان آورده بودم. بعد از کمی تفریح شروع کردیم به خواندن دیوان خواجه شیرازی و لذتی بس زیباتر و دلبرک‌انتر را من احساس می‌کردم و با خود به این می‌اندیشیدم که می‌توانم زیبا زندگی کنم اگر خود بخواهم . یکی از شعر‌های که از دیوان انتخاب کردم را برای شما تایپ می‌کنم تا شما هم در این لذت معنوی شریک ما باشید و شاید همراهان ما حساب شوید.

 شب یلدا 1387

غلام نرگس مست تو تاجدارانند

    خراب بــــاده لعل تـو هوشيــــاراننــد

تو را صبا و مرا آب ديده شد غماز

    و گـر نه عاشق و معشوق رازدارانند

ز زير زلف دوتا چون گذر کنی بنگر

   کــه از يمين و يسارت چه سوگوارانند

گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببين

 کــه از تطـاول زلفـت چه بی‌قــرارانــنــــد

نه من بر آن گل عارض غزل سرايم و بس

کـــه عندلــيب تو از هر طرف هــزارانند

نصيب ماست بهشت ای خداشناس برو

کـــه مستحق کرامت گـناهــکارانـــنـد

بيا به ميکده و چهره ارغوانی کن

مـــرو به صومعه کان جا سياه کارانند

تو دستگير شو ای خضر پی خجسته که من

پـيـاده مـی‌روم و همرهان سـوارانـند

خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد

کـه بسـتگـان کـمند تو رستگارانــند.

من سال قبل یک مطلب یا می‌شود گفت یک مقاله برای شب یلدا اماده کرده بودم که به نظر نسبتاً کامل و شیواست. شما می‌توانید از ---- اینجا ---- به این مطلب دسترسی پیدا کنید.

شبتون، شب یلداتون، بلندترین شب سالتون، شبه چله‌تون قشنگ و خودتون همیشه شاد. یا علی

------------------

بیشتر بخوانید در مورد شب یلدا




نويسنده : سکوت دل ; ساعت 2:28 AM روز یکشنبه 1 دی1387
دسته بندي : حرفهای خودمانی

    لينک مطلب  


ارسال به:  Bookmark and Share | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام | Donbaleh | Subscribe to Feed