به نام دوست
سلام.
بدون مقدمه، روز عشق ایرانی را به تمام ایرانیان تبریک عرض میکنم.
سال قبل برای این روز یک پست را آماده کرده بودم که عنوان آن:جشن سپندارمذگان بود و با استقبال خوبی رو به رو شد. فکر نکنم لازم باشه که برای امروز هم، مطلبی در مورد این موضوع بنویسم و توضیح بدم که چه جشنی هست. شما میتوانید با رفتن به آن صفحه که ذکر شد در مورد این روز یا این جشن اطلاعاتی کسب کنید و بیش از پیش به آیین خود عشق بورزید.

فقط از ایرانیان میخواهم بجای ارزش دادن به ولنتاین و بزرگ کردن اون به عنوان روز عشق، از این روز(اسفندگان) به عنوان روز عشق یا روز احترام گذاشتن به دوست و همسر استفاده کنند ! و هیچ اشکالی نخواهد داشت اگر هدیههای که در روز ولنتاین خریداری میشود برای این روز خرید شود، مانند شکلات، یک شاخه گل رز، یا این عروسکهای قرمز و بزرگ و... . ولی اگر فقط عشق باشد و دوست داشتن بهتر و پسندیدهتر خواهد بود.
البته به اعتقاد خودم عشق اگر واقعی باشد و دوست داشتنی وجود داشته باشد، برای آن عشق یک روز کافی نخواهد بود، باید تمام روزهای سال را روز عشق نامید و به یکدیگر عشق ورزید تا زندگی زیبا و شادیی داشته باشیم. در ضمن تمام این تفاسیر برای عشق زمینی خواهد بود. چون عشق به معنای واقعی از زمان عبور میکند و دیگر متوجه نخواهی شد...، آنگاه طعم بوسه از یار را در خواهی یافت.
روز سپندارمزگان را به تمام بانوان ایران تبریک عرض میکنم![]()
به نام دوست
سلام
چند دقیقه پیش مطلع شدم که دیروز برندگان مسابقه عکاسی خبری جهان (World Press Photo) معرفی شدهاند و عکاس امریکایی مجله "Time" به نام انتونی ساو (Anthony Suau) برنده جایزه عکس برتر مسابقه امسال شده.

عکس سیاه و سفید بالا همان عکس برتر سال است، این عکس سال قبل (۲۰۰۸) در مجله تایمز به چاپ رسیده بود، در این تصویر، افسری آمریکایی را میبینید که با اسلحه، خانهای نیمه مخروبه را که در گرو بانک رفته، جستوجو میکند تا مطمئن شود کسی در آن باقی نمانده است.
ماریان گولون، رئیس هیأت داوران مسابقه، میگوید: «قدرت این عکس در چیزهایی است که دیده نمیشود. ایهامی در این عکس هست: شبیه یک عکس جنگی کلاسیک است اما در واقع تصویر بیرون راندن عدهای از خانههایشان است. جنگ در معنای کلاسیک خود بر سر خانههایی نازل شده است که ساکنانش نتوانستهاند قسط های بانکی را بپردازند.»
در عکسهای این دوره موضوعاتی از قبیل: بحران اقتصادی بینالمللی، تصاویری از تهاجم نظامی روسیه به گرجستان، انتخابات خبرساز کنیا و خشونتهایی که پس از آن روی داد و زمینلرزه چین را دید.
در مسابقه ورلد پرس فوتو، امسال ۶۴ عکاس با ۱۰ ملیت مختلف، برنده بخشهای ۱۰گانه شدند. این ده رشته عبارتند از: «خبرهای فوری»، «خبرهای عمومی»، «مردم در خبرها»، «فعالیتهای ورزشی»، «موضوعات ورزشی»، «موضوعات معاصر»، «زندگی روزانه»، «چهرهنگاری»، «هنر و سرگرمی» و «طبیعت».
در ادامه میتوانید تکعکسهای برتر را مشاهده کنید با توضیحات ...
به نام دوست
سلام
میخواستم امروز در مورد کسی سخن بگویم که جامع فرهنگی ایران معاصر به او افتخار میکرد و میکند٬ نه به خاطر شعرهای او بلکه به خاطر اندیشه و مهربانی و تفکر زیبایی او٬ امروز روزیست که فروغ فرخزاد بر اثر یک سانحه رانندگی در ۳۲ سالگی بدرود حیات گفت و جامعه فرهنگی ایران را غرق در اندوه کرد.
ما به مناسبت این روز٬ یادی میکنیم از این شاعر با معرفی کوتاهی از زندگی و اثار او٬ یک شعر هم از مجموعه شعر عصیان انتخاب شده است برای این پست.
زندگینامه:
فروغ در ظهر ۱۴ دیماه در خیابان معزالسلطنه کوچه خادم آزاد در محله امیریه تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانیتبار به دنیا آمد. اما پوران فرخزاد خواهر بزرگتر فروغ چندی پيش اعلام کرد فروغ روز هشتم دی ماه متولد شده و از اهل تحقيق خواست تا اين اشتباه را تصحيح کنند. فروغ فرزند چهارم توران وزيری تبار و سرهنگ محمد فرخزاد است. از دیگر اعضای خانواده او میتوان برادرش، فریدون فرخزاد و خواهر بزرگترش، پوران فرخزاد را نام برد. فروغ با مجموعه های اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد.
برای خواندن متن کامل این پست به ادامه بروید.
به نام دوست
سلام...
برای امروز میخواهم در مورد زنان مشرق زمین٬ دنیایی که شاید نشناخته باشیماش بنویسم. مشرق از کجا شروع میشود نمیدانم ! ولی منظور من از مشرق اسیای شرقی است و جایی که فرهنگی غنی دارند و مردمانی هستند که شاد زندگی میکنند.

از طرف هند که به سمت چین رهسپار شوی و از این کشور پهناور بگذری و جزایر ریز و درشت را پشت سر بگذاری به کشوری میرسی که مردمانش سخت مشغول کارند و به مردمانی ماشینی معروف شدهاند مردمانی که زمانی فقط به خانواده و تفریح و خوش گذرانی علاقه داشتند. ولی یک دفعه به خود آمدند و به کشوری کاملاً صنعتی تبدیل شدند.
چند وقتی پیش٬ درست یادم نمیاد فکر کنم ۲ سال پیش از روی علاقه به فیلم و فرهنگ ژاپن یک فیلم از کنار خیابان خریدم به نام خاطرات یک گیشا٬ که نام گیشا را قبلاً از یکی از اقوام که تازه از ژاپن برگشته بود شنیده بودم. این فیلم چند روزی در کنار کامپیوتر ماند و خاک خورد تا من تصمیم به دیدن ان گرفتم و با دیدن این فیلم نسبتن زیبا به هنرمند بودن این افراد در ان سوی دنیا پیبردم.
از این داستان خیلی وقته بود میگذشت تا این که فهمیدم اوریانا فلاچی از گیشاها در کتاب جنس ضعیف که ان را یغما گلروی ترجمه کرده سخن به میان آورده. و من هم تصمیم گرفتم در مورد این زنان هنرمند که خیلیها در مورد انها اشتباه میکنند مطلبی بنویسم.
برای خواندن این مطلب به ادامه بروید...
به نام دوست
سلام به کسانی که از این وبلاگ دیدن میکنند.
بابت این چند روز غیبت باید از همه شما عذر بخواهم. من در این چند هفته سرم شلوغ بود و فقط در حال درس خواندن بودم و به فکر امتحانات٬ برای همین اصلاً وقت نداشتم وبلاگ را به روز کنم. خلاصه بعد از یک غیبت نسبتن طولانی باز گشتم ولی این بار میخواهم متفاوت تر از گذشته باشم و در ضمینههای مختلف٬ مطلب در وبلاگ بگذارم تا شاید این بار که بازگشتهام بهتر از دیروز باشم و این بار با نظرات سازندهتری نسبت به گذشته روبهرو شوم و بتوانم انتظارات را بر آورده کنم.
پس پیش به سوی تغیراتی سازنده در عرصه سایبر !
برای الان یک شعر کوتاه از فروغ فرخزاد انتخاب کردم تا بعد٬ که پر شور تر فعالیت کنم.
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست
فروغ فرخزاد


