تبليغاتX
سکوت دل



سکوت دل

در این تارنگار می‌نویسم تا شاید نوشتن را تمرین کرده باشم

به نام دوست

سلام

می‌خواستم امروز در مورد کسی سخن بگویم که جامع فرهنگی ایران معاصر به او افتخار می‌کرد و می‌کند٬ نه به خاطر شعر‌های او بلکه به خاطر اندیشه و مهربانی و تفکر زیبایی او٬ امروز روزیست که فروغ فرخزاد بر اثر یک سانحه رانندگی در ۳۲ سالگی بدرود حیات گفت و جامعه فرهنگی ایران را غرق در اندوه کرد.

ما به مناسبت این روز٬ یادی می‌کنیم از این شاعر با معرفی کوتاهی از زندگی و اثار او٬ یک شعر هم از مجموعه شعر عصیان انتخاب شده است برای این پست.

فروغ فرخزاد 

زندگی‌نامه:

فروغ در ظهر ۱۴ دی‌ماه در خیابان معزالسلطنه کوچه خادم آزاد در محله امیریه تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانی‌تبار به دنیا آمد. اما پوران فرخزاد خواهر بزرگتر فروغ چندی پيش اعلام کرد فروغ روز هشتم دی ماه متولد شده و از اهل تحقيق خواست تا اين اشتباه را تصحيح کنند. فروغ فرزند چهارم توران وزيری تبار و سرهنگ محمد فرخزاد است. از دیگر اعضای خانواده او می‌توان برادرش، فریدون فرخزاد و خواهر بزرگترش، پوران فرخزاد را نام برد. فروغ با مجموعه های اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد.

ازدواج با پرویز شاپور:

فروغ در سالهای ۱۳۳۰ در ۱۶ سالگی٬ با پرویز شاپور طنزپرداز ایرانی که پسرخاله مادر وی بود، ازدواج کرد. این ازدواج در سال ۱۳۳۴ به جدایی انجامید. حاصل این ازدواج، پسری به نام کامیار بود. فروغ پیش از ازدواج با شاپور، با وی نامه‌نگاری‌های عاشقانه‌ای داشت. این نامه‌ها به همراه نامه‌های فروغ در زمان ازدواج این دو و همچنین نامه‌های وی به شاپور پس از جدایی از وی بعدها توسط کامیار شاپور و عمران صلاحی منتشر گردید.

سفر به ایتالیا:

پس از جدایی از شاپور، فروغ فرخ‌زاد، براي گريز از هياهوی روزمرگی، زندگی بسته و يکنواخت روابط شخصی و محفلی، به سفر رفت. او در اين سير و سفر، کوشيد تا با فرهنگ غنی اروپا آشنا شود. با آنکه زندگی روزانه‌اش به سختی می‌گذشت، به تأتر و اپرا و موزه می‌رفت. وی د ر این دوره زبان ايتاليايی و همچنین فرانسه و آلمانی را آموخت. سفرهای فروغ به اروپا، آشنايی‌اش با فرهنگ هنری و ادبی اروپايی، ذهن او را باز کرد و زمينه‌ای برای دگرگونی فکری را در او فراهم کرد.

آشنایی با ابراهیم گلستان و کارهای سینمایی فروغ:

آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تغییر فضای اجتماعی و درنتیجه تحول فکری و ادبی در فروغ شد. در سال ۱۳۳۷ سینما توجه فروغ را جلب می‌کند. و در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا می‌شود و این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر می‌دهد. و چهار سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۱ فیلم خانه سیاه است را در آسایشگاه جذامیان تبریز می‌سازند. و در سال ۱۳۴۲ در نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی نویسنده بازی چشمگیری از خود نشان می‌دهد. در زمستان همان سال خبر می‌رسد که فیلم خانه سیاه است برنده جایزه نخست جشنواره اوبر هاوزن شده و باز در همان سال مجموعه تولدی دیگر را با تیراژ بالای سه هزار نسخه توسط انتشارات مروارید منتشر کرد. در سال ۱۳۴۳ به آلمان، ایتالیا و فرانسه سفر می‌کند. سال بعد در دومین جشنواره سینمای مولف در پزارو شرکت می‌کند که تهیه کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد می‌دهند و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش می‌شوند. پس از این دوره، وی مجموعه تولدی دیگر را منتشر کرد. اشعار وی در این کتاب تحسین گسترده‌ای را برانگیخت؛ پس از آن مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر نمود.مزار فروغ

پایان زندگی:
آخرین مجموعه شعری که فروغ فرخزاد، خود، آن را به چاپ رساند مجموعه تولدی دیگر است. این مجموعه شامل ۳۱ قطعه شعر است که بین سال‌های ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ سروده شده‌اند. به قولی دیگر آخرین اثر او «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» است که پس از مرگ او منتشر شد. فروغ فرخزاد در روز ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ هنگام رانندگی با اتوموبیل جیپ شخصی‌اش، بر اثر تصادف در جاده دروس-قلهک در تهران جان باخت. جسد او، روز چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۴۵ با حضور نویسندگان و همکارانش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

آثار:

۱۳۳۱ - اسیر شامل ۴۴ شعر.
۱۳۳۵ - دیوار.
۱۳۳۶ - عصیان، شامل ۱۷ شعر.
۱۳۴۱ - تولدی دیگر، شامل ۳۵ شعر.
۱۳۴۲ - ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، شامل ۷ شعر.

فروغ در آثار دیگران:

ناصر صفاریان در سال ۱۳۸۱ سه فیلم مستند با نام‌های جام جان، اوج موج و سرد سبز[۴] درباره فروغ ساخت که در آن با افراد زیادی همچون کاوه گلستان فرزند ابراهیم گلستان، بهرام بیضایی کارگردان سینما، فریدون مشیری شاعر، مادر و خواهر فروغ فرخزاد و کسان دیگری گفتگو شده‌است. همچنین در این فیلم عکس‌های منتشر نشده بسیاری از فروغ به نمایش گذاشته شده‌است.


شعری برای تو

این شعر را برای تو می‌گویم
در یک غروب تشنه تابستان
در نیمه‌های این ره شوم آغاز
در کهنه گور این غم بی پایان

این آخرین ترانه لالایی‌ست
در پای گاهواره خواب تو
باشد که بانگ وحشی این فریاد
پیچد در آسمان شباب تو


بگذار سایه من سرگردان
از سایه تو٬ دور و جدا باشد
روزی به هم رسیم که گر باشد
کس بین ما نه غیر خدا باشد


من تکیه داده‌ام به دری تاریک
پیشانی فشرده ز دردم را
میسایم از امید بر این در باز
انگشتهای نازک و سردم را


آن داغ ننگ خورده که می‌خندید
بر طعنه های بیهده ‚ من بودم
گفتم که بانگ هستی خود باشم
اما دریغ و درد که «زن» بودم

چشمان بیگناه تو چون لغزد
بر این کتاب در هم بی‌آغاز
عصیان ریشه دار زمان‌ها را
بینی شکفته در دل هر آواز


اینجا ستاره ها همه خاموشند
اینجا فرشته ها همه گریانند
اینجا شکوفه های گل مریم
بیقدرتر ز خار بیابانند


اینجا نشسته بر سر هر راهی
دیو دروغ و ننگ و ریا کاری
در آسمان تیره نمی بینم
نوری ز صبح روشن بیداری


بگذار تا دوباره شود لبریز
چشمان من ز دانه شبنم‌ها
رفتم ز خود که پرده بر اندازم
از چهر پاک حضرت مریم‌ها


بگسسته‌ام ز ساحل خوشنامی
در سینه‌ام ستاره توفان است
پروازگاه شعله خشم من
دردا ‚ فضای تیره زندانست


من تکیه داده ام به دری تاریک
پیشانی فشرده ز دردم را
می سایم از امید بر این در باز
انگشتهای نازک و سردم را


با این گروه زاهد ظاهر ساز
دانم که این جدال نه آسان است
شهر من و تو ‚ طفلک شیرینم
دیریست کاشیانه شیطان است


روزی رسد که چشم تو با حسرت
لغزد بر این ترانه درد آلود
جویی مرا درون سخن‌هایم
گویی به خود که مادر من او بود


فیلم خاکسپاری فروغ فرخزاد:
 


منابع:
 
گردآوری: محمد ق
موفق باشید.
یا علی



نويسنده : سکوت دل ; ساعت 2:5 AM روز جمعه 25 بهمن1387

    لينک مطلب  


ارسال به:  Bookmark and Share | Balatarin | داغ کن - کلوب دات کام | Donbaleh | Subscribe to Feed