به نام دوست
در لغتنامه مرحوم علامه دهخدا وقتی به دنبال چهارشنبه سوری بگردی با این توضیح مواجه خواهید شد: چهارشنبه سوری .[ چ َ / چ ِ شَم ْ ب َ / ب ِ ] (اِ مرکب ) جشنی که در غروب سه شنبه ٔ آخر سال شمسی برپا دارند و آتش افروزند و بر آن به جهیدن گذرند برای رسیدن به سعادت و سلامت درسال نو.
چهارشنبه سوری یکی از کهنترین و اصیلترین جشنهای ایرانی به شمار میرود که قدمت ان به سالها قبل از میلاد مسیح باز میگردد. این جشن در دوران قبل از اسلام به نام جشن سور در پایان هر ماه برگذار میشده در ان دوران هر سال ۱۲ ماه و هر ماه ۳۰ روز بوده و برای هر روز این ما نام مشخصی وجود داشته و با ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به ان اضافه شده است. با گذشت چندین سال از ورود اسلام به ایران جشنسور کم رنگ شده و بهجای برگذاری ان در پایان هر ماه به برگذاری این جشن کهن در پایان هر سال اکتفاه شد.
بر عقیده برخی از کارشناسان، این جشن (چهارشنبه سوری) جشن ایرانی زردشتی نیست. اصلاً ایرانیان هفته نداشتند که جشنی به نام چهارشنبه سوری داشته باشند. ولی با این حال خیلیها به این باور نیستند و دلایلی برای خود دارند: اقای رضا مرادی غیاث ابادی (پژوهشگر و نویسنده در زمینه باستان شناسی، اختر باستانشماری، گاهشماری، اسطوره شناسی و تاریخ ایران) به چند دلیل این نظریه که ایرانیان هفته نداشتهاند را رد میکند:
اول اینکه، شمار هفت گانهء روزهای هفته، در زمان های بسیار دور از اهلهء هفت روزهء ماه برگرفته شده و از آنجا که گاهشماری مهی (قمری) ساده ترین و ابتدایی ترین شکل گاهشماری است و تشخیص اهلهء ماه، آسان ترین و سریع ترین شیوهء درک گذر زمان است؛ بی گمان جوامع بشری از گذشتههای دور و بدون آموختن از یکدیگر، به آن پیبرده و از آن بهره گرفته اند. دوم اینکه، در شاهنامهء فردوسی بیشتر از یکصدوبیست بار واژهء هفته بکار رفته است، که یکی از منابع معتبر میباشد که از استاد به جایی مانده. سوم اینکه، نگارنده در بررسی های تقویم آفتابی نقش رستم (کعبه ی زرتشت) به سازوکار تعبیه شده برای تشخیص چهار هفتهء شهریورماه، پی برده که جزییات آن در کتاب «بناهای تقویمی و نجومی ایران» باز آمده است. چهارم اینکه، متون مانوی، کاربرد فراگیر و گستردهء روزهای هفته را تایید میکنند. در نوشتارهای مانوی یافت شده در «تورفان» و نیز در «موگ تاگ» از روزهای یکشنبه و دوشنبه با نام های «مهر روز» یا «خور روز» و «ماه روز» یاد شده و این دو، روزهای روزه داری مانویان دانسته شده است. پنجم اینکه، متون و منابع کهن چینی نیز کاربرد هفته در ایران باستان و حتی نام روزهای آن را گزارش کرده اند. در یک متن نجومی کهن بودایی که در سال 759 میلادی از سانسکریت به چینی ترجمه شده و «یانگ چینگ فنگ» در سال 764 میلادی حاشیه ای بر آن بازنوشته است؛ از نام روزهای هفته در زبان چینی و معادل آنها با روزهای هفته در فارسی میانه و سغدی یاد کرده است.
در این متن، نام ایرانی روزهای هفته که از یکشنبه آغاز میشوند، بدینگونه بازگو شده است : یوشمبت (روز تعطیل)، دوشمبت، سه شمبت، چرشمبت، پنج شمبت، شش شمبت، شمبت.
در همان متن، معادل سغدی (در ورارودان - آسیای میانه) این نام ها بدینگونه با مبدا یکشنبه باز آمده است : مهر روز (خورشید روز)، ماه روز، بهرام روز، تیر روز، اورمزد روز، ناهید روز و جیان روز (کیوان روز).
همانگونه که دیده می شود این نام ها از نام هفت اختر سیار آسمان، یعنی خورشید و ماه و پنج ستاره روان (سیاره) شناخته شده ی آن زمان برگرفته شده است.

اداب و رسوم این جشن:
اتش بازی، در چهارشنبه سوری یکی از ادابی است که از دوران ناصرالدین شاه توسط فرانسویها رواج پیدا کرد، این نمایش (اتش بازی) ابتدا برای خشنودی و سرگرم کردن شاه برگذار میشد، بعدها مردم نیز در این سرگرمی سهیم شدند و دستور نمایش ان در میدان توپ خانه صادر شد و کم کم مردم این جشن را به صورتی که امروزه برگذار میشود انجام میدهند !
اجیل این شب، در شب چهار شنبه سوری هفت نوع خوردنی و میوهء خشک مصرف میشود مانند: کشمش، نخودچی، توت، انجير، خرما خشک، آلوی خشک و باسلوق. تمام اين مواد مقوی، ساده و خوش مزه هستند و باعث سلامتی بدن میشوند.
آش چهاشنبهسوری، از دیرباز ایرانیان به دلیل اعتقادی که به خداوند یکتا دارند ارزوها خود را با نظر و نیاز به دست میاورند. آش چهارشنبه سوری یکی از اعتقادات این مردم است که از ايران باستان سر چشمه میگیرد و تا کنون در ميان زرتشتیان رواج داشته است.
بته، از ظهر سهشنبه مردم به خرید بته میپردازند و ان را در شب چهارشنبه سوری میسوزانند. بعضی از مردم اعتقاد دارند که بته سوزاندن نشان این است که بدیها از ما دور میشود و به اين شکل میتوانیم سال خوبی را در پيش داشته باشيم.
فالگوش ایستادن، در شب چهارشنبه سوری فالگوش ایستادن و به سخنان رهگذران گوش دادن یک رسم است که میگویند سرنوشت ما در این شب رقم میخورد، البته این بر اساس برخی اعتقادات مردم است و اداب قشنگ و پرهیجانی است. مراسم به اين گونه است: زنان یا مردان در پشت دیوارهای بلند میایستند و به حرفهای رهگذران گوش میدهند هرچه بيشتر اطلاعات کسب کنند سال بعد خوش بختتر هستند(: فعالیت فال گوش ایستادن را شروع کنید که خوشبختی در کمین شماست.
قاشق زنی، یکی از رسوم این جشن قاشق زنی بود که مردان یا زنان ان را انجام میدادند. در این رسم افراد پارچههای رنگی بر سر خود میانداختند و با یک کاسه مسی و یک قاشق چوبی به پشت در خانههای مردم شهر میرفتند و با زدن قاشق به لبه کاسه، منتظر میماندن تا ساکنان خانه در کاسه انها چیزی بریزند. انها این کارها را میکردند تا ببینند که به ارزوهایشان میرسند یا خیر ! اگر در کاسهء آنها قند و نبات، پول، يا برنج و چیزهایی مثل اين ریخته شود نشانی از خوش کامی و خوبی میباشد و به اين دلیل است که در اين شب مردم به مراسم قاشق زنی میروند.
برخی از رسوم محلی:
دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آتش می خوانند:«بختم آچیل چهارشنبه» یعنی: چهارشنبه! بختم را بازکن. در شب چهارشنبه سوری جوانان اذربایجانی با پریدن از روی اتش میخوانند: ”اتيل باتيل چارشنبه، بختيم آچيل چارشنبه، باش آغديم ديش آغديم، بوردا قالسين چهارشنبه”.
مازندرانیها با پریدن از روی اتش میگویند ” زردی من از تو، سرخی تو از من، سرخی آتش مال ما، زردی ما مال شما، چهارشنبه سوری میكنیم، سینه بلوری میكنیم. گل چهارشنبه سوری، درد و بلا رو ببری”.
گیلانیها در گیلان دخترانِ دمبخت را غروب چهارشنبه سوری با جارو میزنند و از خانه بیرون میاندازند به اين اميد كه تا سال بعد ازدواج كنند. مردم گیلان با اتش زدن پوشالهای برنج و پریدن از روی ان میخوانند : "گل گل چهارشنبه، به حق پنجشنبه، نکبت بی شه، دولت بی یه، زردی بی شه، سرخی بی یه" یعنی: آتش سرخ چهار شنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود، دولت بیاید. زردی برود، سرخی بیاید.
در این شب در خرم آباد هیزم را به هفت دسته تقسیم میکنند و با فاصلههای معینی در یک ردیف میچینند و آتش میزنند و باخواندن: "زردی مه د تو، سرخی تو د مه" از روی اتش میپرند.
ته نوشتِ: کاش تو این روزها من و شما مثل گذشته رفتار میکردیم و اداب نیاکانمان را به جای میاوردیم، به جایی این کارهای که جدیدن مرسوم شده و به نظر بنده کار بسیار زشت و ناپسندیدهای است.
منابع و لینکهای مربوط:
پرسش و پاسخ دربارهء چارشنبه سوری


